Picture of همایون ذرقانی

همایون ذرقانی

روزنامه‌نگاری تحقیقی را از سال ۱۳۷۴ آغاز کرد. او هم‌اکنون سردبیر ماهنامه صنعت حمل و نقل و مدیرمسئول ماهنامه سفر و مجله بین‌المللی explore Iran است.

دنیای بی‌باخت؛ تاریخ در مسلخ روایت‌ها

✍️ همایون ذرقانی
تصور کنید وارد جهانی شوید که در آن هیچ‌کس شکست نمی‌خورد. نه دولت‌ها، نه مذاکره‌کنندگان، حتی رسانه‌ها هم، با دقتی عجیب، همیشه پیروزند. موفقیت‌ها چنان بزرگنمایی می‌شوند که حقیقت، در خجالت و شرم، به سکوت تن می‌دهد. هر عقب‌نشینی، پیروزی نام می‌گیرد، هر بن‌بست، یک «راهبرد» می‌شود، و هر ناکامی، در پرده‌ی تئاتری رسانه‌ای، مهارت دیپلماتیک لقب می‌گیرد.
سیاست امروز، دیگر عرصه‌ی حل اختلاف نیست؛ میدان نمایش است. بازنده‌ای وجود ندارد، و حقیقت نقش تماشاگر را ایفا می‌کند و بس.
آمریکا ناو می‌فرستد تا فشار را نشان دهد؛ ایران موشک آزمایش می‌کند و پهپادی بیخ گوش ناو پرواز می‌دهد تا ثابت کند گفت‌وگو از موضع ضعف نیست. هر دو طرف می‌دانند مخاطب اصلی، نه آن‌سوی میز، بلکه این‌سوی دوربین است.
در این میدان، پیچیدگی خطاست. سیاست اگر قابل‌فهم نباشد، قابل‌دفاع هم نیست. گفت‌وگو باید به نمادها فروکاسته شود: ناو، موشک، تحریم، یا حضور دونالد ترامپ در پرونده ضداخلاقی جفری اپستین.
پوپولیسم در اینجا نه انحراف، بلکه دستورالعمل رسمی است. سیاست‌مدار موفق کسی است که پیچیده‌ترین بن‌بست‌ها را در یک جمله‌ی قاطع و یک تصویر هیجان‌انگیز خلاصه کند. اما بهای این سادگی را واقعیت دیر یا زود می‌پردازد.
روایتی که دائماً از «پیروزی» حرف می‌زند اما زندگی واقعی را تغییر نمی‌دهد، نه اقناع که خستگی تولید می‌کند. افکار عمومی ممکن است فریب بخورد، اما فراموش نمی‌کند.
تمثیل نبرد عقاب و مار، سیاست گفت‌وگو را بهتر از صد گزارش رسمی توضیح می‌دهد. مار روی زمین خطرناک است؛ قلمرو طبیعی اوست. عقاب اما مار را به آسمان می‌برد، جایی که قواعد بازی تغییر می‌کند.
در سیاست نیز هر طرف می‌کوشد گفت‌وگو را به زمین خود منتقل کند. آمریکا زمین بازی امنیتی و نظامی را ترجیح می‌دهد؛ ایران اما زمین بازی را به عمان می‌برد و تا روایت خود را مقبولیت بخشد.
گفت‌وگو، در این شرایط، نه مسیر حل مسئله بلکه آیینی تکرارشونده است؛ آیینی برای اثبات این‌که هنوز در بازی هستیم.
هابرماس گفت‌وگو را عرصه‌ی فهم متقابل می‌دانست؛ جایی که استدلال بر زور غلبه می‌کند. سیاست بین‌الملل امروز اما به میشل فوکو نزدیک‌تر است: گفت‌وگو، ادامه‌ی قدرت است، فقط با واژه‌هایی شسته‌رفته‌تر.
قدرت، پیش از آنکه در ناو و تحریم ظاهر شود، در تعیین این‌که چه کسی «عاقل»، چه کسی «مجبور» و چه کسی «پیروز» معرفی شود، عمل می‌کند. هانا آرنت هشدار داده بود که سیاست نمایشی، مسئولیت را در میان تصاویر گم می‌کند؛ و سیاست امروز بیش از هر زمان دیگری مشغول صحنه‌سازی است.
اگر صد سال بعد، یک مورخ کنجکاو بخواهد تاریخ امروز ما را بخواند، با جهانی روبه‌رو می‌شود که همه پیروز بوده‌اند، هیچ‌کس عقب ننشسته و هیچ تصمیمی هزینه نداشته است. ناوها همیشه بازدارنده بوده‌اند، گفت‌وگوها همیشه از موضع اقتدار انجام شده و نتایج، حتی اگر نامرئی، «راهبردی» بوده‌اند. مورخ آینده احتمالاً از خود خواهد پرسید: اگر همه پیروز بودند، پس بحران‌ها از کجا آمدند؟ اگر هیچ‌کس نباخت، پس بن‌بست‌ها چگونه شکل گرفتند؟
شاید تنها توضیح این باشد که سیاست عصر ما نه میدان تصمیم، بلکه کارخانه‌ی لاپوشانی است؛ جایی که واقعیت پیش از ثبت شدن ویرایش و پیش از فهم شدن روایت می‌شود. گفت‌وگو، نه برای حل مسئله، بلکه برای تعلیق مسئولیت به کار گرفته شده است.
گفت‌وگوهای امروز ایران و آمریکا نیز از این قاعده مستثنا نیستند. نه می‌توان آن‌ها را شکست نامید و نه پیروزی؛ آن‌ها بیش از هر چیز، تمرینی‌اند برای حفظ این توهم که هنوز کنترل اوضاع در دست بازیگران است.
خطر اصلی سیاست امروز شاید همین باشد: انباشت روایت‌هایی آن‌قدر تمیز و حساب‌شده که دیگر هیچ ردّی از واقعیت خام باقی نماند. اگر زمانی تاریخ را همیشه برندگان می‌نوشتند، تاریخ عصر ما را ظاهراً کسانی می‌نویسند که واقعیت‌ها را به مسلخ روایت‌ها برده‌اند.

سفارش نسخه چاپی و دانلود شماره جدید ماهنامه صنعت حمل و نقل 👇

🎁 به دوستان خود کتاب نفیس هدیه دهید

بانک اطلاعات شرکت‌های حمل‌ونقل بین‌المللی و لجستیک

نسخه دیجیتالی مجله بین المللی اکسپلور ایران

تازه‌های کسب و کار