با گذشت حدود سه ماه از تنشهای نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، ساختار لجستیک و زنجیره تأمین منطقه دستخوش تغییرات جدی شده است. محدودیتهای ایجادشده در مسیرهای سنتی حملونقل دریایی، کاهش نقش بنادر واسطهای مانند دبی و افزایش ریسک فعالیت خطوط کشتیرانی در آبهای منطقه، باعث شده فعالان تجاری و حملونقل به دنبال مسیرهای جایگزین باشند. در این میان، پاکستان و بهویژه بنادر کراچی و گوادر، بهعنوان یکی از مهمترین گزینههای جدید ترانزیتی برای ایران مطرح شدهاند.
زینالعابدین حیدر انصاری، رئیس هیأتمدیره شرکت ترانزیت بابا که بیش از یک دهه در حوزه لجستیک دریایی و زمینی میان ایران و پاکستان فعالیت دارد، در گفتوگو با ماهنامه صنعت حملونقل، از تغییرات بزرگ در معادلات ترانزیتی منطقه، ورود هزاران کانتینر ایرانی به کراچی، ظرفیتهای گوادر و چالشهای زیرساختی مرزهای مشترک سخن میگوید. او معتقد است شرایط جدید میتواند به یک فرصت راهبردی بلندمدت برای ایران تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه تصمیمگیریهای کلان و سرمایهگذاریهای لازم بهسرعت انجام شود.
در حدود ۸۰ روز گذشته که منطقه درگیر تنش و جنگ بوده، چه تحولاتی در حوزه حملونقل و لجستیک رخ داده و ارزیابی شما از شرایط فعلی چیست؟
انصاری: ابتدا تشکر میکنم از ماهنامه صنعت حملونقل که این فرصت را فراهم کردید. ما یک مجموعه لجستیکی فعال در حوزه حملونقل دریایی و زمینی هستیم و بیش از ۱۱ سال است که در ایران و پاکستان فعالیت میکنیم. عمده فعالیت ما ترانزیت کالا میان ایران، پاکستان، روسیه و کشورهای منطقه است و در حال حاضر تنها مجموعهای هستیم که بهصورت همزمان در ایران و پاکستان حضور عملیاتی دارد.
بعد از آغاز این جنگ، شرایط منطقه کاملاً تغییر کرد. پیش از این، بخش عمدهای از تجارت ایران وابسته به امارات و بهویژه دبی بود، اما امروز بخش زیادی از بارها به سمت پاکستان منتقل شدهاند. طبق آخرین آماری که دریافت کردهایم، اکنون بیش از ۱۶ هزار کانتینر ترانزیتی مرتبط با ایران فقط در بندر کراچی موجود است و منتظر انتقال به ایران هستند.
دولت پاکستان نیز برای نخستینبار مسیر ترانزیتی رسمی به سمت ایران را فعال کرده و این یک اتفاق بسیار مهم است. تا پیش از این عملاً تفاهمنامه اجرایی مشخصی برای ترانزیت گسترده میان دو کشور وجود نداشت، اما اکنون این مسیر در حال شکلگیری است.
این حجم بزرگ کانتینر آیا نشاندهنده تغییر مسیر تجارت منطقه از دبی به پاکستان است؟
انصاری: دقیقاً همینطور است. بسیاری از بارهایی که قبلاً از طریق دبی یا عمان وارد ایران میشدند، اکنون به کراچی منتقل شدهاند. خطوط کشتیرانی و صاحبان کالا به دنبال مسیرهای امنتر و کمریسکتر هستند.
در حال حاضر سه مسیر اصلی برای انتقال کالا از پاکستان به ایران وجود دارد:
- مسیر زمینی کراچی به ایران از طریق مرز ریمدان و میرجاوه
- مسیر دریایی کوتاه از کراچی به چابهار یا بندرعباس
- مسیر گوادر که میتواند بهصورت زمینی یا دریایی به ایران متصل شود
در میان این گزینهها، مسیر کراچی و گوادر ظرفیت فوقالعادهای دارند، اما هنوز نیازمند توسعه زیرساختی هستند.

درباره ظرفیت بندر کراچی بیشتر توضیح دهید. آیا این بندر توان پاسخگویی به چنین حجمی را دارد؟
انصاری: کراچی یکی از قدیمیترین و بزرگترین بنادر منطقه است؛ بندری با قدمتی حدود ۳۸۰ سال. در دوران استعمار انگلیس سرمایهگذاری سنگینی روی آن انجام شد و هنوز هم از نظر وسعت و امکانات، چند برابر بندرعباس ظرفیت دارد.
ما در کراچی پنج ترمینال بزرگ کانتینری، دو ترمینال فله و چند پایانه خصوصی فعال داریم. از نظر ظرفیت کامیون هم پاکستان بسیار قدرتمند است. تعداد کامیونهای فعال پاکستان تقریباً سه برابر ایران است.
مشکل اصلی امروز نه در بندر، بلکه در مرزهاست. مرزهای ریمدان و میرجاوه هنوز زیرساخت لازم برای حجم بالای ترانزیت را ندارند. ما انبارهای مسقف، تجهیزات تخلیه و بارگیری و امکانات لجستیکی کافی در مرز نداریم و این موضوع باید هرچه سریعتر حل شود.
بیشتر بخوانید
پاکستان شش مسیر ترانزیتی به ایران را فعال کرد؛ تقویت نقش گوادر در تجارت منطقهای
حرکت بزرگ چابهار به سمت هاب منطقهای؛ رکورد بیسابقه کانتینری
توسعه هدفمند ترانزیت در ایران؛ از تصمیمگیری شهودی تا تحلیل دادهمحور
هزینه حمل از مسیر پاکستان در مقایسه با مسیر سنتی دبی چقدر تفاوت دارد؟
انصاری: اگر بخواهیم واقعبینانه صحبت کنیم، در برخی مسیرها هزینهها حتی میتواند کمتر از دبی باشد؛ بهخصوص اگر همکاری بلندمدت میان ایران و پاکستان شکل بگیرد.
البته حمل زمینی از کراچی به ایران بهدلیل فاصله و قیمت بالای سوخت در پاکستان، فعلاً حدود هزار دلار گرانتر از برخی مسیرهای قبلی است. سوخت در پاکستان حدود ۲ دلار در هر لیتر قیمت دارد و همین موضوع هزینه حمل جادهای را بالا میبرد.
اما اگر خطوط مستقیم دریایی میان بنادر ایران و پاکستان فعال شوند، هزینهها بهشدت کاهش پیدا میکند. بهعنوان مثال، حمل کانتینر از بندرعباس به کراچی میتواند بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ دلار تمام شود که بسیار رقابتی است.
شما بارها روی بندر گوادر تأکید کردید. چرا گوادر برای ایران اهمیت ویژهای دارد؟
انصاری: گوادر یک فرصت طلایی برای ایران است. این بندر فقط حدود ۹۰ کیلومتر با مرز ایران فاصله دارد و عملاً نزدیکترین بندر بزرگ منطقه به چابهار محسوب میشود.
برخلاف برخی تصورات، گوادر و چابهار رقیب یکدیگر نیستند؛ بلکه مکمل هم هستند. اگر گوادر توسعه پیدا کند، چابهار هم سود میبرد و بالعکس.
امروز بسیاری از خطوط کشتیرانی بهدلیل نگرانیهای امنیتی تمایل ندارند مستقیماً وارد بنادر ایران شوند، اما میتوانند بار را در گوادر تخلیه کنند و از آنجا به ایران منتقل شود.
چین سرمایهگذاری عظیمی در گوادر انجام داده و از طریق پروژه «سیپک» یک کریدور بزرگ جادهای از گوادر تا مرز چین ایجاد کرده است. این مسیر میتواند در آینده یکی از مهمترین کریدورهای ترانزیتی ایران شود.
وضعیت حمل ریلی میان ایران و پاکستان را چگونه ارزیابی میکنید؟
انصاری: واقعیت این است که بخش ریلی هنوز آماده نیست. ما چند تجربه محدود حمل ریلی داشتیم اما مشکلات زیادی وجود دارد.
در داخل ایران زیرساختها مناسب است، اما در بخش پاکستان نیاز به سرمایهگذاری جدی وجود دارد. خطوط ریلی قدیمی هستند و در برخی مناطق هم مسائل امنیتی وجود دارد.
به همین دلیل فعلاً پیشنهاد ما تمرکز بر حمل جادهای و دریایی است تا زمانی که زیرساخت ریلی پاکستان تقویت شود.
فضای عمومی پاکستان نسبت به ایران در این دوره چگونه بوده است؟
انصاری: بعد از این جنگ، نگاه مردم پاکستان نسبت به ایران بسیار مثبتتر شده است. چه شیعه و چه اهل سنت، اکثریت مردم پاکستان امروز از ایران حمایت میکنند و ایران را کشوری میدانند.
این فضا یک فرصت بسیار مهم اقتصادی برای شرکتهای ایرانی است. امروز پاکستان آماده پذیرش شرکتهای ایرانی، سرمایهگذاری مشترک و حتی ثبت شرکت برای فعالان اقتصادی ایران است.
ما خودمان در کراچی برای شرکتهای ایرانی دفتر، حساب بانکی و ساختار تجاری فراهم کردهایم و دولت پاکستان هم استقبال میکند.
آیا پاکستان میتواند به جایگزینی برای دبی در تجارت ایران تبدیل شود؟
انصاری: به نظر من بله؛ حداقل در بخشی از تجارت منطقهای این ظرفیت وجود دارد. همان مدلی که سالها در دبی اجرا میشد، امروز میتواند در پاکستان شکل بگیرد.
حتی در حوزه انتقال پول و ارز دیجیتال هم پاکستان ظرفیت خوبی دارد. ما اکنون برای برخی شرکتهای ایرانی از طریق ساختارهای مالی پاکستان و ارزهای دیجیتال، خدمات انتقال مالی انجام میدهیم.
پاکستان امروز یک فرصت استراتژیک برای ایران است؛ اما باید سریع تصمیمگیری شود. اگر زیرساختها تکمیل و توافقات اجرایی میان دو کشور نهایی شود، این مسیر میتواند حتی بعد از پایان جنگ نیز به یک کریدور پایدار و مهم منطقهای تبدیل شود.






