جنگ خاورمیانه زنجیره تأمین و بازارهای مالی را آشفته کرده است حال آنکه اثرات منطقهای آن بسیار متفاوت خواهد بود
نویسندگان: توبیاس آدریان، جهاد ازعور، نایجل چاک، پیر-اولیویه گورینشاس، آلفرد کامر، آبهبه آمرو سلاسی، کریشنا سرینیواسان، رودریگو والدس
۳۰ مارس ۲۰۲۶
جهان بار دیگر با شوکی تازه روبهرو شده است. جنگ در خاورمیانه زندگی و معیشت مردم منطقه و فراتر از آن را دگرگون کرده و چشمانداز بسیاری از اقتصادهایی را که تازه نشانههایی از بازیابی پایدار پس از بحرانهای پیشین نشان داده بودند، تیره کرده است.
این شوک جهانی است، اما اثرات آن نامتقارن است؛ کشورهای واردکننده انرژی بیش از صادرکنندگان آسیب میبینند، کشورهای فقیر بیش از کشورهای ثروتمند تحت فشار قرار میگیرند و کشورهایی با ذخایر و پشتوانه مالی محدود، بیش از اقتصادهای دارای ذخایر کافی در معرض خطر قرار دارند.
فراتر از هزینه سنگین انسانی، این جنگ اختلالات جدی در اقتصاد کشورهای مستقیماً درگیر ایجاد کرده است؛ از جمله تخریب زیرساختها و صنایع که میتواند پیامدهای بلندمدت داشته باشد. هرچند این کشورها تابآوری بالایی دارند، اما چشمانداز رشد کوتاهمدت آنها بهوضوح تضعیف شده است.
در همین حال، واردکنندگان بزرگ انرژی در آسیا و اروپا بیشترین فشار را از افزایش هزینه سوخت و نهادههای تولید تحمل میکنند. حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد نفت جهان و ۲۰ درصد گاز طبیعی مایع (LNG) از تنگه هرمز عبور میکند؛ مسیری حیاتی که نهتنها تقاضای آسیا بلکه بخشی از نیاز اروپا را نیز تأمین میکند. اقتصادهایی در آفریقا و آسیا که وابستگی شدیدی به واردات نفت دارند، اکنون حتی با قیمتهای بسیار بالاتر نیز برای دسترسی به انرژی مورد نیاز خود با دشواری روبهرو شدهاند.
بخشهایی از خاورمیانه، آفریقا، آسیا-اقیانوسیه و آمریکای لاتین نیز با فشار مضاعف ناشی از افزایش قیمت مواد غذایی و کودهای شیمیایی و همچنین سختتر شدن شرایط مالی مواجهاند. کشورهای کمدرآمد بیش از همه در معرض ناامنی غذایی قرار دارند و برخی از آنها ممکن است به حمایت خارجی بیشتری نیاز پیدا کنند؛ آن هم در شرایطی که این کمکها در حال کاهش است.
انرژی؛ اصلیترین کانال انتقال بحران
انرژی مهمترین کانال انتقال این شوک اقتصادی در جنگ خاورمیانه است. بسته شدن عملی تنگه هرمز و آسیب به زیرساختهای منطقهای، به گفته آژانس بینالمللی انرژی، بزرگترین اختلال تاریخ بازار جهانی نفت را رقم زده است.
برای اقتصادهای واردکننده سوخت، این وضعیت مانند تحمیل ناگهانی یک مالیات سنگین بر درآمد ملی عمل میکند.
تأثیر بحران جنگ خاورمیانه در مناطق مختلف جهان آشکار است:
- اقتصادهای واردکننده انرژی در آفریقا، خاورمیانه و آمریکای لاتین با قبضهای سنگین واردات مواجه شدهاند؛ آن هم در حالی که بسیاری از آنها از قبل نیز با محدودیت بودجه و ذخایر ارزی دستوپنجه نرم میکردند.
- در اقتصادهای صنعتی آسیا، افزایش هزینه برق و سوخت، هزینه تولید را بالا برده و قدرت خرید مردم را کاهش داده است.
- در برخی کشورها، فشار بر تراز پرداختها باعث تضعیف ارزش پول ملی شده است.
- در اروپا، این بحران خاطره بحران گاز سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ را زنده کرده است؛ کشورهایی مانند ایتالیا و بریتانیا بهدلیل وابستگی بیشتر به نیروگاههای گازی آسیبپذیرتر هستند، در حالی که فرانسه و اسپانیا بهسبب ظرفیت بالاتر انرژی هستهای و تجدیدپذیر، وضعیت بهتری دارند.
در مقابل، کشورهای صادرکننده نفت در خاورمیانه، آفریقا و آمریکای لاتین که همچنان قادر به صادرات نفت هستند، میتوانند از افزایش قیمتها سود ببرند و موقعیت مالی و ارزی خود را تقویت کنند. با این حال، کشورهایی که صادرات آنها محدود یا متوقف شده ـ از جمله برخی اعضای شورای همکاری خلیج فارس ـ از این مزیت کمتر بهرهمند خواهند شد.
حتی پس از بازگشایی مسیرهای حملونقل، افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی و نااطمینانی ممکن است سرمایهگذاری و رشد اقتصادی را محدود کند.
بیشتر بخوانید:
«هرمز سیف»؛ بیمه رمزارزی ایران در میانه بحران لجستیکی جهانی
ترکیه: خلیج فارس و تنگه هرمز دیگر مانند گذشته نخواهند بود
از بام تا نما؛ ساختمانهای خورشیدی در خط مقدم انرژی پاک در هنگکنگ
پل لجستیکی ایران؛ از مناطق آزاد تا تعاملات بینالمللی
بازآرایی زنجیره تأمین جهانی
جنگ خاورمیانه همچنین در حال تغییر مسیر زنجیرههای تأمین کالاهای غیرانرژی و مواد حیاتی است.
تغییر مسیر نفتکشها و کشتیهای کانتینری موجب افزایش هزینه حملونقل و بیمه و طولانیتر شدن زمان تحویل کالا شده است. اختلال در پروازها و هابهای هوایی خلیج فارس نیز بر گردشگری جهانی و تجارت بینالمللی تأثیر گذاشته است.
اختلال در حمل کودهای شیمیایی ـ که حدود یکسوم آن از تنگه هرمز عبور میکند ـ نگرانیها درباره افزایش قیمت مواد غذایی را تشدید کرده است. این اختلال دقیقاً همزمان با آغاز فصل کشت در نیمکره شمالی رخ داده و میتواند تولید محصولات کشاورزی را در طول سال کاهش دهد.
بیشترین فشار بر دوش کشورهای فقیر خواهد بود؛ زیرا در کشورهای کمدرآمد، حدود ۴۳ درصد هزینه خانوار صرف غذا میشود، در حالی که این رقم در اقتصادهای نوظهور ۲۵ درصد و در اقتصادهای پیشرفته تنها ۱۲ درصد است. بنابراین جهش قیمت غذا و کود تنها یک مشکل اقتصادی نیست، بلکه میتواند به بحرانی اجتماعی و سیاسی تبدیل شود.
علاوه بر این، احتمال کمبود یا جهش قیمت برخی مواد اولیه صنعتی نیز وجود دارد:
- کشورهای خلیج فارس بخش بزرگی از هلیوم جهان را تأمین میکنند؛ مادهای حیاتی برای صنایع نیمههادی و تجهیزات پزشکی.
- اندونزی که حدود نیمی از نیکل جهان را تولید میکند، ممکن است با کمبود گوگرد مورد نیاز فرآوری این فلز مواجه شود.
- کشورهای شرق آفریقا که به تجارت و حوالههای مالی خلیج فارس وابستهاند نیز با کاهش درآمد خدمات، اختلال لجستیکی و افت حوالهها روبهرو خواهند شد.
تورم؛ تهدیدی دوباره برای اقتصاد جهان
اگر قیمت بالای انرژی و مواد غذایی ادامه یابد، موج تازهای از تورم جهانی شکل خواهد گرفت.
تجربه تاریخی نشان میدهد جهش پایدار قیمت نفت معمولاً به افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی منجر میشود. هزینه بالاتر حملونقل و مواد اولیه بهتدریج وارد قیمت کالاها و خدمات میشود.
برای بسیاری از کشورهایی که تازه موفق شده بودند تورم را مهار کنند، این وضعیت میتواند آغاز دورهای جدید از فشارهای قیمتی باشد.
در آسیا و بخشهایی از آمریکای لاتین، افزایش هزینه انرژی و غذا به سبب جنگ خاورمیانه میتواند انتظارات تورمی را بیثبات کند، بهویژه در کشورهایی که ارز ضعیفتر و وابستگی بالایی به واردات انرژی دارند.
در اروپا نیز موج تازه تورم انرژی میتواند بحران هزینه زندگی را تشدید کرده و فشار برای افزایش دستمزدها را بالا ببرد.
در کشورهای کمدرآمد آفریقا، خاورمیانه و آمریکای مرکزی، افزایش قیمت غذا میتواند تبعات اجتماعی و سیاسی شدیدی ایجاد کند.
اگر مردم و کسبوکارها باور کنند تورم برای مدت طولانی بالا خواهد ماند، این انتظار را در قیمتها و دستمزدها منعکس میکنند؛ موضوعی که مهار بحران را دشوارتر خواهد کرد.
بازارهای مالی زیر فشار
جنگ همچنین بازارهای مالی جهان را متلاطم کرده است:
- شاخصهای بورس جهانی کاهش یافتهاند،
- نرخ بازده اوراق قرضه در اقتصادهای پیشرفته و بازارهای نوظهور افزایش یافته،
- و نوسانات بازار بیشتر شده است.
هرچند شدت این واکنش هنوز به اندازه برخی شوکهای بزرگ گذشته نیست، اما شرایط مالی در سراسر جهان سختتر شده است.
در اروپا و بسیاری از اقتصادهای نوظهور، افزایش نرخ بهره و هزینه تأمین مالی، بازپرداخت بدهی دولتها و شرکتها را دشوارتر کرده است.
در آفریقای زیرصحرا و برخی اقتصادهای کمدرآمد خاورمیانه و جنوب آسیا، ذخایر محدود ارزی و دسترسی ضعیف به بازارهای مالی، این کشورها را در برابر شوکهای خارجی آسیبپذیرتر کرده است.
در مقابل، اقتصادهای پیشرفته با بازارهای سرمایه عمیقتر و همچنین برخی صادرکنندگان بزرگ کالا مانند عربستان سعودی، امارات، برزیل و اکوادور، توان بیشتری برای مقابله با تنشهای بازار دارند.





