نسرین برزین، مدیر اجرایی آوین لجستیک، از چالشهای بروکراسی، کارنه تیر، اختلال سامانههای دولتی و ضرورت بازطراحی زنجیره تأمین و لجستیک ایران پس از جنگ ۴۰ روزه میگوید.
هنوز صدای انفجارها در جنوب کشور خاموش نشده بود که اولین نشانههای بحران، نه در پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی، بلکه در اتاقهای بازرگانی، شرکتهای حملونقل و پشت مرزهای کشور خود را نشان داد. کامیونهایی که روزها در مرز متوقف مانده بودند، رانندگانی که به دلیل اختلال سامانهها امکان ثبت اسناد نداشتند، شرکتهایی که برای تهیه یک دفترچه کارنه تیر هفتهها معطل شدند و صادرکنندگانی که در برابر مشتریان خارجی، ناچار به توضیح تأخیرهایی بودند که هیچ ارتباطی با عملکرد آنها نداشت.
در چنین شرایطی، شاید تصور شود بزرگترین خسارت جنگ، آسیب به تأسیسات تولیدی بوده است؛ اما نسرین برزین، مدیر اجرایی شرکت آوین لجستیک، نگاه متفاوتی دارد. او معتقد است بحران اخیر بیش از آنکه تجهیزات را هدف قرار دهد، ضعفهای ساختاری زنجیره لجستیک کشور را آشکار کرد؛ ضعفهایی که سالها در سایه بروکراسی، تعدد سامانهها و نبود برنامهریزی راهبردی پنهان مانده بود.
برزین که بیش از هجده سال سابقه فعالیت در حوزههای مالی، بازرگانی، صادرات، ترخیص کالا، حملونقل بینالمللی و صنعت پتروشیمی دارد، امروز از معدود مدیرانی است که همزمان با فضای عملیاتی لجستیک و ساختارهای مدیریتی این صنعت آشناست. او مسیر حرفهای خود را از حوزه مالی آغاز کرد، اما به مرور وارد بازرگانی، صادرات، ترخیص و سپس لجستیک شد؛ مسیری که به گفته خودش باعث شد همه حلقههای زنجیره تأمین را از نزدیک تجربه کند.
او میگوید جنگ ۴۰ روزه تنها یک بحران امنیتی نبود؛ بلکه آزمونی بود که نشان داد بزرگترین آسیب صنعت، نه کمبود کامیون است، نه کمبود تولید، بلکه نبود یک شبکه منسجم برای تصمیمگیری و مدیریت بحران است.
وقتی بروکراسی از بحران خطرناکتر میشود
برزین معتقد است بخش مهمی از مشکلات فعالان حملونقل، حتی پیش از آغاز جنگ نیز وجود داشت؛ اما شرایط بحرانی، این ضعفها را چند برابر کرد.
او با انتقاد از تعدد سامانههای دولتی میگوید امروز برای انجام یک عملیات ساده حمل بینالمللی، شرکتها باید همزمان با سامانه جامع تجارت، سامانه فرآوران، سامانه راهداری، گمرک، پنجره واحد تجارت فرامرزی و چندین سامانه دیگر کار کنند؛ سامانههایی که نه به یکدیگر متصل هستند و نه امکان اصلاح سریع اطلاعات را فراهم میکنند.
به گفته او، گاهی یک اشتباه ساده در ثبت شماره کارت هوشمند راننده یا مشخصات کامیون، باعث میشود راننده دو تا چهار روز پشت مرز متوقف بماند؛ زیرا اصلاح اطلاعات تنها از طریق ثبت درخواست و طی مراحل اداری امکانپذیر است.
برزین میگوید:
«ما هنوز به جای مدیریت هوشمند داده، گرفتار کاغذبازی الکترونیکی هستیم؛ فقط فرمهای کاغذی را به سامانه منتقل کردهایم.»
از نگاه او، اگر همه اطلاعات در یک سامانه یکپارچه ثبت شود، بسیاری از این توقفها حذف خواهد شد.
کارنه تیر؛ گرهای که نباید وجود میداشت
یکی از مهمترین انتقادهای برزین، به وضعیت تأمین دفترچههای کارنه تیر بازمیگردد.
او با تعجب میپرسد چگونه ممکن است کشوری که خود را یکی از محورهای اصلی ترانزیت منطقه معرفی میکند، در مقاطعی حتی نتواند دفترچه کارنه تیر مورد نیاز شرکتهای حملونقل را تأمین کند.
به گفته او، شرکتها بارها با کمبود کارنه ششبرگی روبهرو شدند و مجبور بودند دفترچههای ۱۶ برگی را با دو برابر هزینه خریداری کنند؛ اما در مقاطعی حتی همان دفترچهها نیز موجود نبود و برخی شرکتها نزدیک به یک ماه امکان انجام حمل بینالمللی را از دست دادند.
او معتقد است این مشکل، نه ناشی از تحریم و نه جنگ، بلکه نتیجه ضعف در مدیریت و پیشبینی است.
برزین میگوید تعداد شرکتهای فعال، تعداد ناوگان و میزان مصرف کارنه تیر کاملاً مشخص است و کمبود آن، نشانهای از نبود برنامهریزی دقیق محسوب میشود.
جنگ فقط پالایشگاهها را متوقف نکرد؛ جریان اطلاعات هم متوقف شد
به اعتقاد برزین، مهمترین آسیب جنگ، اختلال در جریان اطلاعات بود.
او میگوید بسیاری از شرکتهای حملونقل بینالمللی برای برقراری ارتباط با مشتریان خارجی، ثبت اسناد، دریافت مجوزها و هماهنگی حمل، به اینترنت وابسته هستند.
در روزهای جنگ، قطع اینترنت باعث شد حتی شرکتهایی که کالا آماده حمل داشتند نیز نتوانند عملیات خود را ادامه دهند.
به گفته او، خسارت ناشی از قطع ارتباطات، کمتر از خسارت فیزیکی نبود.
برزین تأکید میکند دولت باید از تجربه جنگ درس بگیرد و همانند کشورهای پیشرفته، سناریوهای بحران را پیش از وقوع شبیهسازی کند.
او پیشنهاد میدهد هر سال سناریوهایی مانند بسته شدن تنگه هرمز، قطع اینترنت، توقف یک بندر، حذف یک تأمینکننده یا اختلال در سامانههای دیجیتال بهصورت عملی تمرین شوند تا دستگاهها بدانند در چنین شرایطی چگونه باید عمل کنند.
تابآوری؛ حلقه مفقوده صنعت حملونقل و پتروشیمی
برزین معتقد است بزرگترین اشتباه سیاستگذاران، یکی دانستن امنیت انرژی با ظرفیت تولید است.
به باور او، حتی اگر همه مجتمعهای پتروشیمی سالم باشند، اما حملونقل، اطلاعات، برق، گمرک یا سامانههای دیجیتال از کار بیفتند، تولید عملاً متوقف خواهد شد.
او مفهوم «تابآوری» را مهمترین شاخص آینده صنعت میداند و میگوید سازمانهای موفق، پیش از وقوع بحران، شکست شبکه را شبیهسازی میکنند.
از نگاه او، آینده صنعت پتروشیمی دیگر با ظرفیت تولید سنجیده نمیشود، بلکه با توانایی ادامه فعالیت در شرایط بحران ارزیابی خواهد شد.
راه نجات؛ از بروکراسی به حکمرانی هوشمند
برزین در پایان، نسخهای متفاوت برای آینده حملونقل کشور ارائه میکند.
او معتقد است دولت باید به جای افزودن سامانههای جدید، به سمت یکپارچهسازی اطلاعات حرکت کند، از ظرفیت دانشگاهها و نخبگان استفاده کند، تحلیل داده را وارد تصمیمگیری کند و شبکه حملونقل چندوجهی را توسعه دهد.
به باور او، بزرگترین سرمایه آینده، نه کامیون، نه بندر و نه حتی پالایشگاه است؛ بلکه کیفیت طراحی شبکه لجستیک، سرعت تصمیمگیری، سرمایه انسانی و توانایی مدیریت دادههاست.
او جملهای میگوید که شاید بتوان آن را جمعبندی همه تجربه جنگ ۴۰ روزه دانست:
«بحران اخیر نشان داد که مشکل اصلی صنعت ما کمبود ظرفیت نیست؛ کمبود هماهنگی است. اگر هماهنگی، داده و تصمیمگیری درست وجود داشته باشد، حتی در سختترین شرایط نیز میتوان زنجیره تأمین را زنده نگه داشت.»
این جمله، شاید مهمترین درسی باشد که جنگ ۴۰ روزه برای صنعت حملونقل و لجستیک ایران به جا گذاشت؛ درسی که اگر جدی گرفته نشود، در بحرانهای بعدی دوباره تکرار خواهد شد.





