نویسنده: بوراک المالی | ۲ آوریل ۲۰۲۶
جنگ اخیر میان آمریکا و اسرائیل علیه ایران طی یک ماه گذشته، نهتنها یک تنش منطقهای را تشدید کرده، بلکه بهطور ملموس شکنندگی جاده توسعه و اتصال جهانی را آشکار کرده است. آنچه ابتدا بهعنوان عملیات هدفمند آغاز شد، اکنون به نوعی جنگ نامتقارن تبدیل شده که در آن زیرساختهای انرژی، گلوگاههای دریایی و نقاط کلیدی لجستیکی به اهداف اصلی تبدیل شدهاند.
پیامدهای این وضعیت ساختاری و گسترده است. تنگه هرمز که روزانه حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت از آن عبور میکند (حدود یکپنجم مصرف جهانی نفت)، با اختلال جدی مواجه شده است. همزمان، حمله به بنادر و پایانههای انرژی در خلیج فارس ظرفیت صادراتی کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات و قطر را محدود کرده است؛ کشورهایی که در مجموع سهم بزرگی از صادرات نفت و گاز مایع جهان را بر عهده دارند.
پیامدهای فوری بر بازار جهانی انرژی
اثر این بحران بسیار سریع و قابل اندازهگیری بوده است. در یک ماه گذشته:
- قیمت نفت برنت بیش از ۱۵ تا ۲۰ درصد نوسان داشته و حتی به حدود ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسیده است؛
- قیمت گاز طبیعی مایع (LNG) در اروپا و آسیا تا ۳۰ درصد افزایش یافته است؛
- این وضعیت با اعلام «فورس ماژور» از سوی برخی تأمینکنندگان تشدید شده است.
این نوسانات، فشار مضاعفی بر بازار انرژی اروپا وارد کرده است. پس از جنگ روسیه و اوکراین، اتحادیه اروپا سهم گاز روسیه را از بیش از ۴۰ درصد به کمتر از ۱۵ درصد کاهش داده و بخش زیادی از این کمبود را با گاز قطر جبران کرده است.
در همین حال، اختلال در دریای سرخ و تنگه بابالمندب نیز ادامه دارد؛ جایی که حدود ۱۲ درصد تجارت جهانی از آن عبور میکند و درگیریهای منطقهای آن را به یک گلوگاه پرریسک تبدیل کرده است.
بیشتر بخوانید
ترکیه: خلیج فارس و تنگه هرمز دیگر مانند گذشته نخواهند بود
«هرمز سیف»؛ بیمه رمزارزی ایران در میانه بحران لجستیکی جهانی
پاکستان شش مسیر ترانزیتی به ایران را فعال کرد؛ تقویت نقش گوادر در تجارت منطقهای
محدودیت مسیرهای جایگزین دریایی
در واکنش به این شرایط، دولتها و شرکتهای بزرگ انرژی به دنبال مسیرهای جایگزین بودهاند:
- عربستان خط لوله شرق–غرب خود را که به بندر ینبع میرسد دوباره فعال کرده است؛
- امارات نیز خط لوله حبشان–فجیره را برای دور زدن تنگه هرمز توسعه داده است.
اما این مسیرها نیز محدودیت دارند:
- ظرفیت ینبع برای جبران کامل اختلال هرمز کافی نیست؛
- و مسیر دریای سرخ همچنان در معرض حملات در تنگه بابالمندب قرار دارد؛
- فجیره نیز به دلیل نزدیکی جغرافیایی به ایران در برابر تهدیدهای موشکی و پهپادی آسیبپذیر است؛
- بنادر عمان مانند صلاله و دقم نیز به دلیل ریسکهای منطقهای، کارایی استراتژیک خود را تا حدی از دست دادهاند.
«جاده توسعه» بهعنوان مسیر جایگزین
در چنین شرایطی، بازگشت به کریدورهای زمینی دیگر یک بحث نظری نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک محسوب میشود. پروژه «جاده توسعه» ترکیه–عراق یک مسیر زمینی جایگزین ارائه میدهد که جریان انرژی و تجارت را از گلوگاههای دریایی پرریسک جدا میکند.
این مسیر از خلیج فارس آغاز شده و از طریق شبکه یکپارچه ریلی و جادهای به سواحل مدیترانه و سپس اروپا متصل میشود. ظرفیت اولیه این پروژه حدود ۲۰ تا ۲۵ میلیون تن بار در سال برآورد شده و قابلیت توسعه نیز دارد.
اهمیت این پروژه تنها در جغرافیا نیست، بلکه در «تابآوری سیستمی» آن است. برخلاف مسیرهای دریایی که در چند گلوگاه محدود متمرکز هستند، این کریدور ریسک را در شبکههای داخلی پخش میکند.
همچنین اتصال آن به «کریدور میانی» (مسیر ترانسخزر شرق–غرب) میتواند آن را به یک شبکه چندوجهی میان آسیا و اروپا تبدیل کند و زمان حملونقل را نسبت به مسیرهای دریایی از طریق کانال سوئز تا ۳۰ تا ۴۰ درصد کاهش دهد.





