گفتوگو با چنگیز گوزل، رئیس هیأتمدیره نیکان ترابر
بازرگان دیگر صرفاً نقطهای روی نقشه نیست؛ یکی از مهمترین دروازههای زمینی تجارت و ترانزیت ایران است که کامیونها، کالاها و مسیرهای تجاری منطقه از آن عبور میکنند. با افزایش حجم و پیچیدگی تجارت منطقهای، اهمیت این مرز نیز بیشتر شده و نیاز آن به زیرساختهای لجستیکی متناسب، بیش از گذشته احساس میشود.
در چنین شرایطی، سرمایهگذاری در پسکرانه بازرگان صرفاً به معنای ساخت یک پارکینگ یا انبار نیست؛ بلکه میتواند بخشی از حلقههای مورد نیاز زنجیره لجستیک، از توقف و خدمات ناوگان گرفته تا انبارداری، سردخانه، سوخترسانی و خدمات گمرکی را تکمیل کند.
چنگیز گوزل، رئیس هیأتمدیره نیکان ترابر، این موضوع را از زاویه تجربه بیش از سه دهه فعالیت در حوزه حملونقل بینالمللی روایت میکند؛ تجربهای که از حمل کالای خشک و فعالیت در مسیرهای عراق، ترکیه و آذربایجان تا سوآپ و ترانزیت سوخت امتداد داشته و اکنون به سرمایهگذاری در پسکرانه مرز بازرگان رسیده است.
پروژه نیکان ترابر در زمینی به مساحت حدود ۲۰ هکتار در منطقه آزاد ماکو تعریف شده و در چهار فاز توسعه خواهد یافت: پارکینگ و خدمات رفاهی و پشتیبانی رانندگان و ناوگان، جایگاه سوخت بنزین و گازوئیل، خدمات گمرکی شامل انبار و سردخانه، و مخازن ذخیرهسازی قیر همراه با سیستم گرمایش مورد نیاز کامیونهای حمل قیر.
گوزل معتقد است بازرگان در صورت توسعه زیرساختهای مورد نیاز و استفاده مؤثر از ظرفیت بخش خصوصی، میتواند از یک گذرگاه مرزی به یک مرکز مهم لجستیکی و ترانزیتی در منطقه تبدیل شود.
از تجربه حملونقل بینالمللی تا سرمایهگذاری در بازرگان
فعالیت نیکان ترابر به سالهای زیادی برمیگردد. درباره سابقه شرکت و مسیری که طی کردهاید توضیح دهید.
فعالیت نیکان ترابر به سالهای زیادی برمیگردد. درباره سابقه شرکت و مسیری که طی کردهاید توضیح دهید.
شرکت ما بیش از ۳۰ سال سابقه فعالیت دارد و بخش مهمی از این سابقه به حملونقل بینالمللی و ترانزیت مربوط میشود. طی این سالها در حوزه حمل کالای خشک، سوخت، ترانزیت و عملیات سوآپ فعالیت داشتهایم.
حدود ۲۵ سال پیش در مسیر سوآپ از حوزه دریای خزر نیز فعال بودیم. کالا از ترکمنستان وارد ایران میشد و پس از طی مسیر داخلی، برای ادامه فرایند به بنادر جنوبی منتقل میشد.
از حدود سال ۲۰۰۳ نیز فعالیت خود را در عراق گسترش دادیم. در آن دوره، مسیر بندرعباس، مرز باشماق و اقلیم کردستان عراق یکی از مسیرهای مهم فعالیت ما بود. کالاهایی که از مبادی مختلف وارد ایران میشدند، از طریق شبکه حملونقل جادهای به کردستان عراق و سپس سایر نقاط این کشور منتقل میشدند.
بعدها فعالیت در حوزه ترانزیت سوخت نیز توسعه یافت. امروز بخش مهمی از فعالیتهای ما در کشورهای پیرامونی ایران، بهویژه عراق، ترکیه و آذربایجان، متمرکز است.
شما تجربه فعالیت در حوزه ناوگان ملکی و پیادهسازی سیستمهای مدیریتی را هم داشتهاید. چرا این تجربه ادامه پیدا نکرد؟
ما در مقطعی ناوگان ملکی داشتیم و حتی سیستم ERP را در مجموعه پیاده کردیم؛ در زمانی که استفاده از چنین سیستمهایی در بسیاری از شرکتهای حملونقل ایران رایج نبود.
اما اداره حرفهای ناوگان نیازمند مجموعهای از زیرساختهاست؛ از تأمین قطعات و خدمات پس از فروش گرفته تا تعمیر و نگهداری و دسترسی به رانندگان حرفهای و آموزشدیده.
در کشورهای دارای ساختار حملونقل شرکتی، راننده وارد یک مجموعه سازمانیافته میشود، آموزش میبیند و در چارچوب استانداردهای شرکت فعالیت میکند. در ایران هنوز در این زمینه فاصله قابل توجهی وجود دارد.
با توجه به تجربه شما در کشورهای منطقه، وضعیت حملونقل ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
ایران از نظر جغرافیایی ظرفیت بسیار بالایی برای ترانزیت دارد. موقعیت کشور این امکان را فراهم کرده است که مسیرهای آسیای میانه، قفقاز، ترکیه، عراق و خلیج فارس به یکدیگر متصل شوند.
توسعه حملونقل ریلی ضروری است، اما راهآهن بهتنهایی پاسخگوی تمام نیازهای زنجیره حمل نیست. حمل جادهای و کامیون همچنان نقش مهمی در انتقال کالا از مبدأ تا مقصد و اتصال حلقههای مختلف زنجیره لجستیک دارند.
اگر قرار است ایران از ظرفیت کریدوری خود استفاده کند، در کنار توسعه راهآهن، بنادر و گمرکات، باید ناوگان جادهای و زیرساختهای پشتیبان آن نیز تقویت شوند.
چه شد که تصمیم گرفتید در پسکرانه مرز بازرگان سرمایهگذاری کنید؟
بازرگان یکی از مهمترین مرزهای زمینی کشور است و منطقه آزاد ماکو نیز ظرفیت جغرافیایی قابل توجهی دارد. به اعتقاد ما، این منطقه قابلیت تبدیل شدن به یک مرکز تجمع، نگهداری و توزیع کالا را دارد.
وقتی حجم تردد افزایش پیدا میکند، ظرفیت محدود مرز مستقیماً خودش را در صف کامیونها، افزایش زمان توقف و بالا رفتن هزینه حمل نشان میدهد.
راهحل فقط توسعه خود نقطه صفر مرزی نیست. باید پسکرانهای ایجاد شود که بتواند بخشی از خدمات مورد نیاز کامیون، راننده و کالا را خارج از محدوده اصلی مرز مدیریت کند.
هدف ما از سرمایهگذاری در بازرگان، ایجاد بخشی از همین زیرساخت است.

پروژه چهار فازه نیکان ترابر
این پروژه چه ابعادی دارد و چه خدماتی قرار است در آن ارائه شود؟
پروژه نیکان ترابر یک مجموعه لجستیکی در زمینی حدود ۲۰ هکتار است که توسعه آن در چهار فاز برنامهریزی شده است.
فاز نخست، پارکینگ و خدمات رفاهی و پشتیبانی رانندگان و ناوگان حملونقل است. در این بخش پارکینگ خودروهای سنگین، تعمیرگاه، خوابگاه و امکانات اقامتی رانندگان و کارواش پیشبینی شده است.
فاز دوم به احداث جایگاه سوخت اختصاص دارد و شامل عرضه گازوئیل و بنزین برای تأمین نیاز ناوگان و وسایل نقلیه عبوری خواهد بود.
فاز سوم مربوط به خدمات گمرکی، انبارداری و سردخانه است. در این بخش انبارهای عمومی و تخصصی، سردخانه و امکانات لازم برای نگهداری، تخلیه و بارگیری کالا ایجاد خواهد شد. برنامه ما این است که با فراهم شدن مجوزها و هماهنگی دستگاههای مسئول، بخشی از خدمات مورد نیاز صاحبان کالا و فعالان حملونقل در همین مجموعه ارائه شود.
فاز چهارم به ذخیرهسازی و خدمات تخصصی قیر اختصاص دارد. در طراحی پروژه، مخازن ذخیره قیر و سیستم گرمایش مورد نیاز برای کامیونها و تانکرهای حمل قیر پیشبینی شده است. همچنین امکان توسعه فعالیتهای مرتبط با بستهبندی و جابهجایی قیر نیز در برنامه مجموعه قرار دارد.
هدف نهایی این است که راننده، کامیون و کالا بتوانند بخش مهمی از خدمات مورد نیاز خود را در یک مجموعه متمرکز دریافت کنند.
حجم سرمایهگذاری پروژه چقدر است؟
برآورد سرمایهگذاری با توجه به تورم و تغییر قیمت تجهیزات و عملیات اجرایی دائماً در حال تغییر است. برآورد اولیه حدود یکهزار و ۵۰۰ میلیارد تومان بود و با افزایش هزینهها ممکن است سرمایهگذاری نهایی به حدود دو هزار میلیارد تومان برسد.
پروژه بهصورت مرحلهای اجرا میشود و فاز نخست در مسیر تکمیل و بهرهبرداری قرار دارد.
یکی از چالشهای اجرایی ما نیز شرایط زمین بوده است. در بخشهایی از سایت با بستر سنگی مواجه هستیم و آمادهسازی چنین زمینی به عملیات سنگینتر، تجهیزات تخصصی و زمان بیشتری نیاز دارد.
به نظر شما مهمترین گلوگاه بازرگان چیست؟
مهمترین مسئله، کمبود زیرساخت متناسب با ظرفیت این مرز است.
وقتی حجم کالا افزایش پیدا میکند و زیرساخت کافی وجود ندارد، تمام زنجیره متضرر میشود؛ راننده مدت بیشتری متوقف میماند، هزینه شرکت حملونقل افزایش پیدا میکند، صاحب کالا دیرتر به محموله خود دسترسی پیدا میکند و دستگاههای دولتی نیز با فشار بیشتری مواجه میشوند.
سرمایهگذاری ما فقط برای نیاز امروز طراحی نشده است. هدف این است که زیرساختی ایجاد کنیم که در سالهای آینده نیز قابلیت توسعه داشته و بتواند پاسخگوی افزایش تجارت و ترانزیت باشد.
در کوتاهمدت چه اقدامی میتواند مشکل توقف کامیونها و کالا در بازرگان را کاهش دهد؟
به نظر من دو موضوع اهمیت ویژهای دارد؛ نخست همکاری بیشتر منطقه آزاد با سرمایهگذاران بخش خصوصی و دوم استفاده گستردهتر از ظرفیت پسکرانه برای ارائه خدمات لجستیکی و گمرکی.
مجموعههای خصوصی میتوانند سرمایه لازم برای احداث پارکینگ، انبار، سردخانه، تجهیزات تخلیه و بارگیری و سایر زیرساختهای عملیاتی را تأمین کنند.
وظایف حاکمیتی، نظارت، کنترل و الزامات قانونی طبیعتاً باید در اختیار دستگاههای مسئول باقی بماند؛ اما بسیاری از خدمات اجرایی و لجستیکی را میتوان با نظارت دستگاههای مربوطه به بخش خصوصی سپرد.
این تفکیک میتواند بدون تحمیل تمام هزینه توسعه زیرساخت به دولت، ظرفیت عملیاتی مرز و پسکرانه آن را افزایش دهد.
در سوی دیگر مرز، ترکیه نیز زیرساختهای لجستیکی خود را توسعه داده است. آیا این تجربه برای ایران قابل استفاده است؟
ترکیه طی سالهای گذشته روی ناوگان، شرکتهای حملونقل و زیرساختهای لجستیکی سرمایهگذاری کرده است. طبیعی است که هر کشور تلاش کند سهم بیشتری از خدمات حملونقل و ارزش افزوده مرتبط با تجارت را در داخل خاک خود نگه دارد.
اما در نهایت، صاحب کالا و تاجر به زمان، هزینه، امنیت و قابلیت اطمینان مسیر توجه میکند. هر مسیری که بتواند کالا را سریعتر، مطمئنتر و با هزینه رقابتیتر جابهجا کند، جذابیت بیشتری خواهد داشت.
بنابراین ایران نیز باید ظرفیت مرزها و پسکرانههای خود را متناسب با حجم تجارت منطقه توسعه دهد.
اگر بخواهید آینده بازرگان را در یک جمله توصیف کنید، چه میگویید؟
بازرگان ظرفیت آن را دارد که چیزی فراتر از یک نقطه عبور مرزی باشد و به یک مرکز مهم لجستیکی و ترانزیتی منطقه تبدیل شود.
برای رسیدن به این هدف باید نگاه ما از صرفاً «عبور کامیون از مرز» به «مدیریت زنجیره کالا» تغییر کند.
پارکینگ، خدمات رانندگان، تعمیرات، سوخت، انبار، سردخانه، تخلیه و بارگیری، خدمات گمرکی و زیرساختهای تخصصی باید اجزای یک زنجیره واحد دیده شوند.
اگر این زیرساختها بهدرستی شکل بگیرند، نتیجه فقط به نفع یک شرکت یا سرمایهگذار نخواهد بود؛ راننده، شرکت حملونقل، صاحب کالا، منطقه و در نهایت اقتصاد کشور از آن منتفع خواهند شد.
ما در نیکان ترابر خودمان را صرفاً یک شرکت حملونقل نمیبینیم؛ خودمان را بخشی از زنجیره تجارت و لجستیک کشور میدانیم. سرمایهگذاری در بازرگان نیز با همین نگاه انجام شده است: ایجاد زیرساختی که نیاز امروز را پاسخ دهد و برای رشد تجارت و ترانزیت سالهای آینده نیز آماده باشد.
بیشتر بخوانید
مرز بازرگان در آینه یک مسئله ملی: چگونه توقف مرزی ظرفیت حمل کشور را میبلعد
دستاورد نشست بازرگان در مسیر اجرا؛ هدف، افزایش پذیرش از ۲۵۰ به ۵۰۰ کامیون در روز





