قیمت کاغذ این روزها به یکی از عجیبترین بخشهای بازار ایران تبدیل شده است. اگر در چند ماه گذشته سری به بازار ظهیرالاسلام زده باشید یا از دور دستی بر آتش صنعت چاپ داشته باشید، احتمالاً شما هم متوجه یک تناقض بزرگ شدهاید.
از اواخر سال گذشته، همهچیز دستبهدست هم داده بود تا قیمتها بالا برود؛ از بالا رفتن هزینههای حملونقل دریایی گرفته تا گرههای کوری که در مسیر ترانزیت کالا بود. منطق بازار میگفت باید منتظر جهش قیمتی بزرگ باشیم، اما درست در نقطهای که همه خودشان را برای گرانی آماده میکردند، بازار مسیرش را کج کرد و قیمتها فرو ریخت.
این سقوط قیمتها که هنوز هم ادامه دارد، خیلیها را شوکه کرده است. چطور ممکن است واردات یک کالا سختتر شود، اما قیمت نهایی آن در بازار پایین بیاید؟ آیا این یک ریزش موقتی است؟ بیایید عمیقتر به پشتپرده این ماجرا نگاه کنیم. در این میان، حتی اقلام پرمصرفی مثل کاغذ a5 که بخش زیادی از نیازهای اداری و آموزشی را پوشش میدهد هم از این نوسانات بینصیب نمانده و مسیر متفاوتی در پیش گرفته است.
پارادوکس بزرگ در بازار کاغذ و مقوا؛ چطور حملونقل گران شد ولی کاغذ ارزان؟
در حالت عادی، فرمول قیمتگذاری کالاها ساده است: «هزینه خرید کالا، هزینه حملونقل، سود بازرگان مساوی است با قیمت نهایی». وقتی بندرهای واسطه با محدودیت روبرو میشوند و کشتیهای حمل بار مسیرهای طولانیتری را برای رسیدن به بنادر ایران انتخاب میکنند، کرایه حمل بار به شدت بالا میرود. پس چرا در بازار کاغذ و مقوا این فرمول همیشگی کار نکرد؟
پاسخ این سوال در یک کلمه خلاصه میشود: «انتظارات». بازار ایران بیشتر از آنکه فرمولهای ریاضی و لجستیکی را دنبال کند، بر پایه روانشناسی و پیشبینی آینده حرکت میکند. وقتی جو روانی بازار به سمت آرامش میرود، حتی شدیدترین محدودیتهای فیزیکی هم توانایی نگه داشتن قیمتها را در کانالهای بالا ندارند.

تخلیه حباب روانی و تغییر جهت انتظارات تورمی در بازار کاغذ
بیایید واقعبین باشیم؛ بخش زیادی از افزایش قیمتهایی که در نیمه دوم سال گذشته تجربه کردیم، ناشی از ترسِ کمبود کالا در آینده بود. چاپخانهها، ناشران و حتی بنکداران بزرگ از ترس اینکه مبادا در سال جدید بار به دستشان نرسد، شروع به خرید و دپو کردن کردند. این تقاضای هیجانی، خودش عامل اصلی گرانی بود. خرید کاغذ تحریر در آن روزها شبیه به یک مسابقه شده بود که همه میخواستند زودتر به خط پایان برسند و از نوسانات بازار کاغذ در امان بمانند.
اما از اواخر بهار، با ایجاد ثبات نسبی در فضای اقتصادی، آن روی سکه نمایان شد و حباب ترس ترکید. خریدارانی که تا دیروز برای ثبت سفارش هجوم میوردند، ناگهان دست از خرید کشیدند تا ببینند اوضاع به کدام سمت میرود. وقتی تقاضا قفل شد، ترکها در دیوار قیمتها ظاهر شد. حالا مهم نبود که حملونقل چقدر سخت است؛ وقتی خریدار در بازار نباشد، قیمت روی کاغذ هر چقدر هم بالا باشد، عملاً معاملهای ثبت نمیشود. اینجاست که میبینیم بازار به جای اخبار لجستیکی، از رفتار خریداران تبعیت میکند.
قفل گمرک شکست؛ ورود ناگهانی بارهای رسوبشده به بازار
یک راز مگو در بازار ایران وجود دارد که کمتر کسی در تحلیلهای رسمی به آن اشاره میکند: «رسوب کالا در گمرک». در ماههایی که مشکلات ترانزیتی و ارزی بیداد میکرد، حجم عظیمی از محمولههای وارداتی در بنادر جنوبی کشور دپو شده بود. این بارها به دلایل اداری، بانکی و عدم تخصیص ارز، اجازه خروج نداشتند و به نوعی یک کمبود کاذب را در بازار رقم زده بودند.
به محض اینکه گشایشهای کوچکی در ترخیص کالاها رخ داد و برخی از این موانع اداری برطرف شد، حجم عظیمی از کاغذهای انبار شده به یکباره روانه بازار شد. این عرضه ناگهانی، مثل یک سیلاب عمل کرد. فرقی نمیکرد هزینه حمل آن بارها چقدر بوده است؛ ورود همزمان چندین محموله بزرگ از برندهای مختلف به بازار، رقابتی شدید میان واردکنندگان ایجاد کرد تا بارهای خود را سریعتر به پول نقد تبدیل کنند. در این میان، حتی بارهای جزئیتر مانند برگه a5 و انواع کاغذهای برشی که برای مصارف اداری، بیمارستانی و یادداشت استفاده میشوند، به صورت عمده ترخیص شدند و اشباع بازار را رقم زدند.

نیاز شدید واردکنندگان به نقدینگی؛ پشت پرده ریزش مداوم قیمتها
اگر از فعالان باسابقه بازار بپرسید، به شما میگویند که بازار کاغذ همیشه تشنه نقدینگی است. واردکنندگان بزرگ برای اینکه بتوانند تعهدات ارزی خود را ایفا کنند، فیشهای مسدودی بانکها را باز کنند و از همه مهمتر، چکهای سررسید شده خود را پاس کنند، نیاز به پول نقد دارند. این نیاز به نقدینگی در شرایط رکود، حکم یک کاتالیزور را برای کاهش قیمتها بازی میکند.
وقتی سودهای کلان فدای پاس کردن چکهای سررسید شده میشود
در چند ماه گذشته، بسیاری از بازرگانان با رکود سنگینی در فروش مواجه شدند. در این شرایط، واردکننده دو راه بیشتر ندارد: یا بار خود را در انبار نگه دارد و منتظر روزهای بهتر بنشیند، یا اینکه قید سودهای کلان را بزند و با حداقل سود یا حتی با قیمت سربهسر، بار خود را بفروشد تا فقط چکهایش برگشت نخورند و اعتبارش در بازار حفظ شود.
اکثر بازیگران بزرگ بازار راه دوم را انتخاب کردند. این حرکت دستهجمعی برای فروش سریع، شیبِ کاهش قیمتها را تندتر کرد. به همین دلیل است که امروز شاهدیم قیمت روز کاغذ نسبت به سقف خود در سال گذشته، افت چشمگیری را ثبت کرده است. این اتفاق برای واردکنندگان شاید چندان خوشایند نباشد، اما برای مصرفکنندگان نهایی که تحت فشار هزینههای بالای تولید بودند، یک فرصت طلایی به شمار میرود.

فرصتطلبی هوشمندانه؛ چگونه در دوران ریزش قیمتها سود خود را تضمین کنیم؟
هر ریزش قیمتی در بازار، یک برنده دارد و یک بازنده. برندهها کسانی هستند که رفتار بازار را به دقت رصد میکنند و در روزهای سکوت و افت قیمت، چراغ خاموش خریدهای خود را نهایی میکنند. صنعت چاپ و نشر، تولیدکنندگان لوازمالتحریر و دفاتر فنی به خوبی میدانند که کاغذ ماده اولیه کارشان است. خرید کاغذ ۸۰ گرمی و سایر اقلام پرمصرف با قیمت مناسب، مستقیماً به معنی افزایش حاشیه سود یا امکان ارائه قیمتهای رقابتیتر به مشتریان است. با یک نگاه ساده به چارتهای قیمتی متوجه میشویم که اکنون قیمت کاغذ a5 به کف حمایتی خود نزدیک شده و ریسک خرید را به حداقل ممکن رسانده است.
یک حسابکتاب ساده نشان میدهد که خرید کاغذ در شرایط فعلی، هزینههای تولید شما را برای ماههای آینده کاهش میدهد. با توجه به اینکه محدودیتهای حملونقل همچنان در زیرپوست بازار وجود دارد، این ریزش قیمت نمیتواند دائمی باشد؛ به محض اینکه بارهای ترخیص شده فعلی تمام شوند، هزینههای بالای لجستیک دوباره خودشان را نشان خواهند داد. بنابراین، ما در یک “پنجره فرصت” موقت قرار داریم.

تحلیل رفتاری بازار و چالشهای پنهان خریداران
بازار کاغذ پس از ریزش شدید، معمولاً وارد ثبات میشود؛ چرا که با رسیدن قیمت به سطح هزینه تمامشده، مقاومت واردکنندگان آغاز شده و هزینههای بالای حملونقل نیز مانع کاهش بیشتر قیمت میشود. اما چالش مهم این روزها، افت کیفیت بارهای ارزان و عرضه کاغذهای رطوبتدیده توسط برخی واسطههاست.
از این رو، خرید از منابع معتبر اهمیت زیادی دارد. در این میان، مجموعههایی مانند خانه پرینتر همواره تلاش کردهاند قیمت ملزومات اداری را همگام با نوسانات واقعی بازار و با تضمین اصالت عرضه کنند. در نهایت، برنده واقعی کسی است که با تحلیل منطقی، از این فرصت طلایی ریزش قیمت استفاده کند.





